تبليغاتX
تنها سوگماد وجود دارد

تنها سوگماد وجود دارد

اکنکار دانش باستانی سفر روح _ خودآگاهی و خدا آگاهی _ تجربه ی شخصی عرفان

استاد اک

موضوع استادی در اک با تصور معمول این کلمه در ذهن انسان ها تفاوت مهمی دارد. متضاد نیست. اما چیز دیگری است.

استاد اک در روح الهی تثبیت یافته است. به مفهوم واضح تر عشق الهی بر زندگیش محیط شده است. زندگیش به طور کامل وقف عشق خدا شده است. او مرزهای دوستی با خدا را شکسته٬ ترس های انسانی حاوی از دست دادن و نابود شدن در او محو شده است. زندگیش را در حد بی حد گذر از مرگ وقف عشق ورزیدن به خدا و عشق ورزیدن به خاطر آن کرده است.

استاد اک از دید یک انسان با دیگران ارتباط برقرار نمی کند٬ بلکه در عشق خدا عمل می کند و چیزی را برای خودش دنبال نمی کند.

اگر از او پرسیده شود که خوشبخت شده است؟ به آرزوهایش رسیده است؟ احتمالا نمی تواند بگوید بله. اما می گوید که سرشار از شکوهمندترین حالت است و چیزی دارد که ارزشش قابل تصور نیست. او شاد و آرام است. شور و شادی و شکوه عشق الهی او را در بر گرفته است.

او هرگز خودش را در جایگاه ریاست بر دیگران نخواهد دانست. او تا مرحله ای زندگیش را وقف عشق خدا کرده که برای آگاهی متوسط و حتی اذهان پیشرفته ی جوامع مرگ به نظر می آید٬ اگر کمی با آن روبرو شوند. او خود بارها در درون خودش مرده است٬ مرگی ترسناک برای آگاهی انسانی.

او در مسیری حقیقی از آزموده شدن عشق الهی به تدریج به تجربه ی خدا نزدیک شده است. او هرگز خود را دانشمند یا شبیه آن نمی داند. تنها کسی است که خوب زندگی کرده است! نه متکی بر شانس بوده و نه ترفند های حیله گرانه. او بهای تمام کیفیت های الهی را پرداخته است.

او همکار خدا شده است.

او در طی مسیر استادی بارها دلش شکسته و زجر کشیده است. هر پله را به بهای سختی و از خودگذشتگی گذرانده است. شاید او در غربت مانده ترین باشد. دربدرترین بودن را تجربه کرده باشد. تنهاترین بودن را٬ غمگین ترین را.

سختیهای روزگار بارها او را مثل طوفانی در هم پیچانده است.

آیا چنین حالاتی را ما تجربه کرده ایم؟ بدون شک م اهم چنین وضعیتهایی را داشته ایم.

استاد اک به خاطر تمام تجربیاتی که داشته است٬ ـ چه سخت و چه خوش٬ـ خوشحال و سپاسگذار است.

 استاد اک از سوی خدا به مخلوقات خدا عشق می ورزد و هرگز اجازه نمی دهد که شخصیت او پرستیده شود. هرگز اعتباری را از برای شخص خود خواهان نمی باشد. او خود را در عشق الهی رها کرده است و دیگر فقط با عشق باشکوه و شگفت انگیز خدا زندگی می کند. او هیچ چیز را برای خود کسب نمی کند٬ حتی ذره ای بسیار کوچک از جزییات زندگی.

او بسی بیش از تصور عامه ی آگاهی انسانی در عمق عشق عظیم خدا سرشار از شعف و رها می باشد.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 22:51  توسط ابر سفید  | 

اکنکار دانش باستانی سفر روح

اینجا با دوستان اکیست و علاقمندان اکنکار صحبت خواهم کرد ٫ اگر خدا بخواهد.

من تجربه ی زیادی ندارم٬ فقط در حد فهم شخصی ام تلاش می کنم که دین خود را در قبال دانسته هایم٬ ادا کنم.

 

اکنکار ٬ موسوم به دانش باستانی سفر روح٬ برمبنای دیدن نور و شنیدن صوت خدا عمل می کند. فقط برای تجربه ی شخصی اهمیت قائل است و روشش بر این است که جویندگان حقیقت را به تجارب شخصی در مورد خودآگاهی و خداآگاهی برساند. درست همانطور که در تجارب قدیسان و پیامبران نقل شده و اغلب حتی شفاف تر و باشکوهتر از تجربیات قدیسان و عارفان.

منظور این نیست که اکنکار برای شما بهترین راه است. قطعا هر راهی برای عده ای بهترین انتخاب است٬ به دلیل نیاز معنوی خاص آنها. من اکنکار را به عنوان بهترین راه به شما معرفی نمی کنم. بهترین راه را هر کسی خودش٬ فقط به اعتبار قلب خودش می تواند پیدا کند.

 

و در هر صورت اعتقاد دارم که بهترین روش آشنایی با اکنکار مطالعه ی کتاب های نوشته ی دو استاد اک "هارولد کلمپ  و   پال توئیچل" است.

که در حال حاضر کتاب های آنها را نمی توانید در کتابفروشی های ایران پیدا کنید٬ چون چند سال است که اجازه ی تجدید چاپ به انها داده نشده٬ به دلیل حساسیت های مذهبی.

سفر روح در اکنکار معنای خیلی گسترده تری نسبت به سفر اختری دارد. در حقیقت کالبد اختری یکی از کالبدهای ظریف است٬ در موازات آن کالبدهای دیگری هم وجود دارند که در حصار مکان و زمان و شکل قرار دارند. روح حقیقی نه شکلی دارد و نه حدودی. مفهوم خودشناسی در اکنکار حاکی از تجربه ی روح حقیقی می باشد.

اکنکار از ریاضت کشی استفاده نمی کند. و از پیروانش انتظار دارد که با عشق الهی در کنار خانواده و در میان جامعه ی انسانی زندگی کنند.

هدف یگانه و باشکوه یک اکیست فقط خدمت به خدا می باشد. به خاطر عشق٬ نه تکلیف! فقط به خاطر خدا!

در اکنکار به نیروهای روانی اهمیت داده نمی شود و به هیچ وجه هدف واقع نمی شوند٬ هرچند که با توسعه ی معنوی فرد این نیروها به طرز مناسبی در او شکفته می شوند ـ به خاطر واقف شدن بر قوانین جهان های روانی ـ  . اما اکیست اگر شیفته ی بهره برداری از آنها شود٬ از پیشرفت معنوی باز میماند.

همانطور که انسان به جز کالبد فیزیکی چند کالبد ظریف دارد٬ در تطابق با آنها چند جهان ظریف تر از کیهان فیزیکی وجود دارد. که قماش ماده و قوانین فیزیک در آنها به صورتی ظریف تر در آنها حکم فرماست. بهشت ها و جهنم های ادیان در این جهان ها قرار دارند.

وقتی فرد از تمام کالبدهایش به اراده ی خود ـ یعنی به طریق سفر روح ـ جدا می شود٬ می تواند اولین جهان خالص معنوی را تجربه کند که توصیفش با کلمات امکان پذیر نیست. شوق و شعف خالص در آن جهان و جهان های بالاتر از آن جریان دارد. در ان جهان ها اثری از تاریکی نیست.

هدف اکنکار کمک کردن به جوینده ی حقیقت در راه همکار شدن با خدا می باشد. اینکه در طرح خدا نقش موثری ایفا کند.

هدف یک اکیست هم بهتر است که جستجوی خدا و عشق آن باشد٬ نه خوشبختی.

روش آموزش اکنکار به طور خاص بر آموزش درونی متمرکز است. استاد درون  ـ موسوم به ماهانتا ـ از طریق کانال های درونی بدون محدودیت جویندگان را هدایت و همراهی می کند و راهنمایی های مورد نیازشان را از طریق های مختلف درونی و گاهی بوسیله ی اتفاقات پیرامون فرد به او نشان می دهد.

جوینده ی اک می تواند بدون اینکه هرگز استاد را در کالبد فیزیکی اش ملاقات کند٬ اهداف معنوی اش را به خوبی دنبال کند.

هنوز موارد مهم زیادی در خصوص چگونگی آموزش های اکنکار باقی است٬ که در نامه ی بعد ادامه خواهم داد٬ اگر خدا بخواهد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 20:10  توسط ابر سفید  |